کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 671

1. بی تو مرا خواب و خیال وصال

2. آن همه خوابست به چشم و خیال

3. جانسوی بالای نو بیدله نرفت

4. مرغ به بالا نرود جز به بال

5. حاجتم از روی نو یک دیدنست

6. دور محل نظرست و سؤال

7. بر ورق گل قلم صنع را

8. خوشتر از آن نقطه نیفتاد خال

9. سوختگان روی به آتش نهند

10. گر تو به جنت ننمائی جمال

11. جان و سر و هرچه برم پیش تو

12. هیچ نگری ز من الأ ملال

13. زلف تو خواهم به تفال گرفت

14. دال گرفتند مبارک به قال

15. الامیه گفتم غزلی تا بری

16. بر گذر قافیه نام کمال


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اول کسی که ریخته است آب روی من
* اشک است کش به خون جگر پروریده‌ام
شعر کامل
سلمان ساوجی
* زبس از زلف او در شانه کردن مشک می ریزد
* چوپای شمع تاریک است پای سرو آزادش
شعر کامل
صائب تبریزی
* اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
* زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
شعر کامل
صائب تبریزی