کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 688

1. باز در آن کو گذری بافتم

2. بر درش از کعبه دری یافتم

3. پیش گدایان سر کوی دوست

4. ملک جهان مختصری بافتم

5. جان و سر و دبده چه داریم دوست

6. از همه چون دوسری بافتم

7. گر نظر مردم مقبل به ماست

8. آن ز قبول نظری یافتم

9. ای که گریزد دلت از داغ عشق

10. رو که ترا بیجگری یافتم

11. بی خبر افتاده در آن کوست دل

12. این قدر از دله خبری یافتم

13. دلش شد و دلبر به کف آمد کمال

14. گر شبه گم شد گهری یافتم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چاره من مرهم کافوری صبح است و بس
* من که دارم بر جگر داغی ز هر اختر جدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی‌ست
* شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالی‌ست!
شعر کامل
هلالی جغتایی
* سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
* حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
شعر کامل
سعدی