کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 919

1. ای چو چشم خوش تو چشم کسی کم دیده

2. شکر ننگ تو برتنگ شکر خندیده

3. وجهی از روی تو در دیده من خوشتر نیست

4. ز آن سبب دیده من دیده ترا دردیده

5. دیده اهل نظر دیده بسی خوب و ترا

6. بر سر جمله خوبان جهان بگزیده

7. من ز مهر رخ خوب تو ز خود بریدم

8. از من سوخته بر قول عدو ببریده

9. تو بیا سوی وثاق من بیدل تا من

10. تونیا وار کشم خاک رهت دردیده

11. نبرم جان من از این ورطه غم گر باشی

12. بیگناه از من بیجان تو چنین رنجیده

13. سالها گفته دعای تن و جان نو کمال

14. وز تو جز جور و جفا هیچ دگر نشنیده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
* که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار
شعر کامل
سعدی
* امروز که در دست توام مرحمتی کن
* فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
شعر کامل
حافظ
* پر از غلغل و رعد شد کوهسار
* پر از نرگس و لاله شد جویبار
شعر کامل
فردوسی