کمال خجندی_دیوانمقطع ها (فهرست)

شمارهٔ 43

1. دوش مهمان لب جانان شدم

2. عذر گفت و منتم بر جان نهاد

3. کامشبم چیزی چنان در خورد نیست

4. تا توان پیش چنین مهمان نهاد

5. گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت

6. هیچ پیش مهمان نتوان نهاد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر ذره که در خاک زمینی بوده است
* پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
شعر کامل
خیام
* من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
* جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
شعر کامل
سعدی
* من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
* که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
شعر کامل
حافظ