کمال‌الدین اسماعیل_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 18

1. دلم در آرزوی عشق روی جانانست

2. بعشق می نرسم این همه بلا زانست

3. همه ازین سوی عشقست هر چه رنج و بلاست

4. چو جان بعشق گروکشت کار اسانست

5. چو اهل عشق نباشی و لاف عشق زنی

6. تو آن کمال شناسی و عین نقصانست

7. نخست شرط ره عشق دیدة بیناست

8. که عشق چهرة خوبان نه کار کورانست

9. چو دیده ور شدی آنگه حجاب بسیارست

10. که شرح هر یک از آنها ببایدت دانست

11. چو از حجاب بروتی برون شدی یک یک

12. حجاب هستی تو صد هزار چندانست

13. چو هستی تو ز پیش تو رخت بر بندد

14. کلوخ آینة حسن روی جانانست

15. چو در سراچۀ عشق آمدی ز مدخل صدق

16. گناه طاعت محضست و کفر ایمانست

17. غمان بیهده از دل بعشق دفع شود

18. چو عشق صدق بود درد عین درمانست

19. بجان عشق توان زنده جاودان بودن

20. خنک دلی که حیاتش بلطف این جانست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای بسا برگ شقایق که دمادم در باغ
* از سرشک من و خوناب جگر می‌روید
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* می شود از سنگ طفلان چون تن مجنون کبود
* خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند
شعر کامل
صائب تبریزی
* نفس سوخته لاله خطی آورده است
* از دل خاک، که آرام در آنجا هم نیست
شعر کامل
صائب تبریزی