خاقانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 352

1. دوست داری که دوستدار کشی

2. هر دلی را هزار بار کشی

3. تو گرفتار عشق را ز نهان

4. دم دهی پس به آشکار کشی

5. رشتهٔ جان سیه کنی چون شمع

6. عاشقی را که شمع‌وار کشی

7. ما چراغ تو و تو آتش و باد

8. گر یکی برکنی هزار کشی

9. کیسه لاغر شده، چه سیم کشی

10. صید فربه شده چه زار کشی

11. جام پر بر دهی به مجلس می

12. غمگنان را به غم‌گسار کشی

13. خنده را گو که سر مبر به شکر

14. چند شیران مرغزار کشی

15. غمزه را گو که خون مریز به سحر

16. چند مردان روزگار کشی

17. تشنهٔ عشق را به جستن آب

18. غرقه در آب انتظار کشی

19. دولت عشق یار خاقانی است

20. تو همه دولتی که یار کشی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن چه بر من کارها را سخت می‌سازد مدام
* بی‌ثباتی‌های صبر سست بنیاد منست
شعر کامل
محتشم کاشانی
* قیامتست سفر کردن از دیار حبیب
* مرا همیشه قضا را قیامتست نصیب
شعر کامل
سعدی
* آن نه شب بود در ایام لیلی هر صباح
* آسمان شب تا سحر بر حال مجنون می‌گریست
شعر کامل
هلالی جغتایی