خاقانی_دیوانقصیده ها (فهرست)

شمارهٔ 87 - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی

1. سر چه سنجد که هوش می بشود

2. تن چه ارزد که توش می بشود

3. دلم از خون چه خم به جوش آمد

4. جان چو کف زد به دوش می‌بشود

5. منم آن بید سوخته که به من

6. دیده راوق فروش می بشود

7. چون گریزد دل از بلا؟ که جهان

8. بر دلم تخته پوش می بشود

9. من ز گریه نه‌ام خموش ولیک

10. مرغ جانم خموش می بشود

11. ساقی غم که جام جام دهد

12. عمر در نوش نوش می بشود

13. بختم آوخ که طفل گرینده است

14. که به هر لحظه زوش می بشود

15. طفل بد را که گریهٔ تلخ است

16. به که در خواب نوش می بشود

17. خواب آشفته دیده بودم دوش

18. حالم امشب چو دوش می بشود

19. دلم از راه گوش بیرون شد

20. بیم آن بد که هوش می بشود

21. نه به دل بودم این سخن نه به گوش

22. که دل از راه گوش می بشود

23. آه کز مردان امام شهاب

24. آه من سخت کوش می بشود

25. ای دریغ ای دریغ چندان رفت

26. کآسمان پرخروش می بشود

27. تف آه از دلم سرشته به خون

28. سبحه سوز سروش می بشود

29. به وفاتش امام انجم را

30. ردی زر ز دوش می بشود

31. داغ بر دل زیاد خاقانی

32. گر ز دل یاد اوش می بشود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همدم خود شو که حبیب خودی
* چاره خود کن که طبیب خودی
شعر کامل
رهی معیری
* ای آشنا که گریه کنان پند می دهی
* آب از برون مریز که آتش به جان گرفت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* ورق گردانی عمر زلیخا نامه ای دارد
* که انجام محبت خوشتر از آغاز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی