خاقانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 141

1. گر به شروانم اهل دل می‌ماند

2. در ضمیرم سفر نمی‌آمد

3. ور به تبریزم آب رخ می‌بود

4. ارمنم آبخور نمی‌آمد

5. ور به ارمن دو جنس می‌دیدم

6. دل به جای دگر نمی‌آمد

7. هرچه می‌کردم آسمان با من

8. از در مهر در نمی‌آمد

9. هرچه می‌تاختم به راه امید

10. طالعم راهبر نمی‌آمد

11. خون همی شد ز آرزو جگرم

12. و آرزوی جگر نمی‌آمد

13. آرزو بود در حجاب عدم

14. به تمنا به در نمی‌آمد

15. همتی نیز داشتم که مرا

16. دو جهان در نظر نمی‌آمد

17. بیش بیش آرزو که بود مرا

18. با کم کم به سر نمی‌آمد

19. آب روزی ز چشمهٔ هر روز

20. یک دو دم بیشتر نمی‌آمد

21. دل نمی‌داشت برگ خشک آخر

22. وز جهان بوی تر نمی‌آمد

23. ترک بیشی بگفتم از پی آنک

24. کشت دولت به بر نمی‌آمد

25. آنچه آمد مرا نمی‌بایست

26. و آنچه بایست بر نمی‌آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جان میده وداد طمع و حرص مده
* غم میخور و نان منت آلوده مخور
شعر کامل
عبید زاکانی
* یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
* دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
شعر کامل
حافظ
* رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
* گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
شعر کامل
حافظ