خاقانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 38

1. دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من

2. خوردم آن جام و شکوفه کردم و رفتم ز دست

3. هر که در دریا رود گر قی کند عذرش نهند

4. آنکه دریا شد در او گر قی کند معذور است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هیچ از لب و چشم تو قناعت نتوان کرد
* یارب چه نهادند در این شکر و بادام
شعر کامل
فروغی بسطامی
* گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
* هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم
شعر کامل
کمال خجندی
* دوش ای پسر می خورده‌ای چشمت گواهی می‌دهد
* باری حریفی جو که او مستور دارد راز را
شعر کامل
سعدی