خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 656

1. ای روی تو چشمهٔ خور چشم

2. ابروی تو طاق اخضر چشم

3. بالای بلند و چشم مستت

4. شمشاد روان و عبهر چشم

5. لعل تو شراب مجلس روح

6. روی تو چراغ منظر چشم

7. خاک قدم تو سرمهٔ حور

8. لعل لبت آب کوثر چشم

9. پیکان غم تو ناوک دل

10. نوک مژهٔ تو نشتر چشم

11. از غایت مهر گشته حیران

12. در پیکر تو دو پیکر چشم

13. لعل تو بهای جوهر جان

14. دندان تو عقد گوهر چشم

15. ابروت هلال ماه خوبی

16. رخسار تو مهر انور چشم

17. در ورطهٔ خون فتاده ما را

18. دور از رخ تو شناور چشم

19. از شوق خط تو این مقله

20. در آب فکند دفتر چشم

21. تا بی تو بروی ما چه آید

22. زین مردمک بد اختر چشم

23. دریا شودم ز اشک خونین

24. هر لحظه سواد کشور چشم

25. از چشم شد آب روی خواجو

26. بر باد که خاک بر سر چشم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در خواب کرده‌ای ز رهاوی مرا کنون
* بیدار کن به زنگله‌ام کانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* اگر جهان همه کامست و دشمن اندر پی
* به دوستی که جهان جای کامرانی نیست
شعر کامل
سعدی
* چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار
* ز آشنا سخن آشنا دریغ مدار
شعر کامل
صائب تبریزی