مسعود سعد سلمان_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 107 - مطایبه

1. دوشم جمازه به کف آمد کش

2. با بور خویش گفتم جولان کن

3. الحق معید بچه دیدم

4. گفتمش گفتگوی به پایان کن

5. ما را فروش جامه ها کنند

6. کار سپید چرخ به سامان کن

7. گفتا تو این ز من نخری دانم

8. گفتم خرم بهاش تو ارزان کن

9. ور دل نمی دهدت که بفروشی

10. اینک به دست سرخ گروگان کن

11. بشنو ز من گر هوای ما داری

12. این کن که منت گفتم فرمان کن

13. گر کارکرد او تو نپسندی

14. او را بدآنچه خواهی تاوان کن

15. بر پای جست سرخ بدو گفتم

16. کاین دردمند را درمان کن

17. قدش بدید و گفت بنامیزد

18. از چشم بد جمالش پنهان کن

19. گفتم که شبروست عسس پیشه

20. این را بگیر و زود به زندان کن

21. گفت این به دست من چه کنم این را

22. گفتم تنور داری بریان کن

23. چون نیمه ای به حیله درون کردم

24. گفت ای خدای بر من آسان کن

25. وقف است بر غریبان این خانه

26. کت گفت وقف خلق و پیران کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حال زار من چه پرسی این نه بس کز روی تو
* دور ماندستم چو دور از روی خور نیلوفری
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
* که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
شعر کامل
حافظ
* بيماریِ مرا نتواند کسی علاج
* خیز ای طبیب چند مرا دردسر دهی
شعر کامل
جامی