محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 13

1. اگر دل بر صف مژگان سیاهی می‌زند خود را

2. که تنها ترک چشمش بر سپاهی می‌زند خود را

3. ز تابم می‌کشد اکثر نگاه دیر دیر او

4. که بر قلب دل من گاه گاهی می‌زند خود را

5. ندارد چون دل خود رای من تاب نظر چندان

6. چه بر شمشیر مردم کش نگاهی می‌زند خود را

7. گلی کز جنبش باد صبا آزرده می‌گردد

8. چرا بر تیغ آه بیگناهی می‌زند خود را

9. مه نو سجده‌های سهو می‌فرمایدم امشب

10. به صورت بس که بر طرف کلاهی می‌زند خود را

11. سواری گرم قتلم گشته و من منفعل مانده

12. که گیتی سوز برقی بر گیاهی می‌زند خود را

13. عنانش محتشم امروز می‌گیرم تماشا کن

14. که چون بر پادشاهی دادخواهی می‌زند خود را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر خبر داری زحی لایموت
* بر دهان خود بنه مهر سکوت
شعر کامل
عطار
* ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
* به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
شعر کامل
حافظ
* هزار نعره ز بالای آسمان آمد
* تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا
شعر کامل
مولوی