محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 16

1. چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را

2. که زیر ران او بی‌خود به رقص آرد سمندش را

3. به دنبال اجل جانها دوند از شوق اگر آن بت

4. کند دنبال دام اجل پیچان کمندش را

5. اگر صیدش ز شادی گم نکردی دست و پا رفتی

6. به استقبال یک میدان کمند صید بندش را

7. ملک ایمن نماند بر فلک چون بر زمین آن مه

8. کند ناوک فکن بازوی حسن زورمندش را

9. در آئین غضب کوشید چندان آن گل خندان

10. که رسم خنده رفت از یاد لعل نوش خندش را

11. اگز قلب حقیقت هم بود ممکن محال است این

12. که جنبد غرق الفت خاطر کلفت پسندش را

13. زمین در جنبش آید محتشم از اضطراب من

14. هوای جلوه چون جنبش دهد نخل بلندش را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
* برگ طرب خویش ز رنگین سخنی ساز
شعر کامل
صائب تبریزی
* با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
* یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
شعر کامل
حافظ
* ز بس که گشته ام از فکر آن میان باریک
* زشرم مردم باریک بین نهان شده ام
شعر کامل
جامی