محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 427

1. کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم

2. بی‌حجاب این تحفه پیش دلستان خود کشم

3. بار دیگر خاک‌پایش گر به دست افتد مرا

4. توتیا سازم به چشم خون‌فشان خود کشم

5. می‌دهم خط غلامی نو خطان شهر را

6. تا به تقریب این سخن از دلستان خود کشم

7. راز خود گفتم چو بلبل خوار کرد آن گل مرا

8. آه تا کی خواری از دست زبان خود کشم

9. از اجل خواهم امانی محتشم کاین نظم را

10. تحفه سازم پیش یار نکته‌دان خود کشم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
* گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت
شعر کامل
مولوی
* محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را
* جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
شعر کامل
حافظ
* بدی را بدی سهل باشد جزا
* اگر مردی احسن الی من اسا
شعر کامل
سعدی