محتشم کاشانی_دیوانغزلیات از رسالهٔ جلالیه (فهرست)

شمارهٔ 28

1. داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق

2. تا چه آید بر سرم فردا زبیداد فراق

3. بود بنیاد طلسم جسم من قائم به وصل

4. ریخت ذرات وجودم را ز هم باد فراق

5. من که بودم مرغ باغ وصل حالم چون بود

6. با دل پرآرزو در دام صیاد فراق

7. وصل خود موکب روان کرد ای رفیقان کو دگر

8. دادرس شاهی که پیش او برم داد فراق

9. داشتم در زیر بار عشق کاری ناتمام

10. چرخ گردون را تمام اما بامداد فراق

11. خانه تن شد خراب از سستی بنیاد وصل

12. وای گر جان یابد استحکام بنیاد فراق

13. محتشم دل بر هلاکت نه که صد ره خوش‌تر است

14. وحدت آباد فنا از وحشت آباد فراق


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عشق آمد و عقل همچو بادی
* رفت از بر من هزار فرسنگ
شعر کامل
سعدی
* از ما گله بی ثمری کس نشنیده است
* هر چند که چون بید سراپای زبانیم
شعر کامل
صائب تبریزی
* پرویز کنون گم شد، زان گمشده کمتر گو
* زرین تره کو برخوان؟ رو کم ترکوا برخوان
شعر کامل
خاقانی