مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1099

1. ای نهاده بر سر زانو تو سر

2. وز درون جان جمله باخبر

3. پیش چشمت سرکش روپوش نیست

4. آفرین‌ها بر صفای آن بصر

5. بحر خونست ای صنم آن چشم نیست

6. الحذر ای دل ز زخم آن نظر

7. در مژه او گر چه دل را مژده‌هاست

8. الحذر ای عاشقان از وی حذر

9. او به زیر کاه آب خفته‌ست

10. پا منه گستاخ ور نی رفت سر

11. خفته شکلی اصل هر بیدادیی

12. تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر

13. پاره خواهم کرد من جامه ز تو

14. ای برادر پاره‌ای زین گرمتر

15. سرکه آشامی و گویی شهد کو

16. دست تو در زهر و گویی کو شکر

17. روح را عمریست صابون می‌زنی

18. یا تو را خود جان نبودست ای مگر

19. تا به کی صیقل زنی آیینه را

20. شرم بادت آخر از آیینه گر

21. سوی بحر شمس تبریزی گریز

22. تا برآرد ز آینه جانت گهر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
* راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
شعر کامل
حافظ
* عاشقی پیداست از زاری دل
* نیست بیماری چو بیماری دل
شعر کامل
مولوی