مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1308

1. گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

2. دررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق

3. ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق را

4. مژده انافتحنا دردمد سرنای عشق

5. زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان

6. زان شکرهایی که روید هر دم از نی‌های عشق

7. یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه را

8. ابر را در حین بسوزد برق جان افزای عشق

9. در میان ریگ سوزان در طریق بادیه

10. بانگ‌های رعد بینی می‌زند سقای عشق

11. ساقیا از بهر جانت ساغری بر خلق ریز

12. یا صلا درده به سوی قامت و بالای عشق

13. شمس تبریز ار بتاند از قباب رشک حق

14. قبه‌های موج خیزد آن دم از دریای عشق


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست
* زیرا که شاه خوبان امروز در میانست
شعر کامل
مولوی
* دست وفا در کمر عهد کن
* تا نشوی عهدشکن جهدکن
شعر کامل
نظامی