مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1378

1. ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم

2. خورشید او را ذره‌ام این رقص از او آموختم

3. ای مه نقاب روی او ای آب جان در جوی او

4. بر رو دویدن سوی او زان آب جو آموختم

5. گلشن همی‌گوید مرا کاین نافه چون دزدیده‌ای

6. من شیری و نافه بری ز آهوی هو آموختم

7. از باغ و از عرجون او وز طره میگون او

8. اینک رسن بازی خوش همچون کدو آموختم

9. از نقش‌های این جهان هم چشم بستم هم دهان

10. تا نقش بندی عجب بی‌رنگ و بو آموختم

11. دیدم گشاد داد او وان جود و آن ایجاد او

12. من دادن جان دم به دم زان دادخو آموختم

13. در خواب بی‌سو می روی در کوی بی‌کو می روی

14. شش سو مرو وز سو مگو چون غیر سو آموختم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بغیر اشک که راه نگاه من بندد
* که دیده قافله ای چشم راهزن بندد؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* رنگین سخنان درسخن خویش نهادنند
* از نکهت خود نیست به هر حال جدا گل
شعر کامل
صائب تبریزی
* سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد
* در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد
شعر کامل
حافظ