مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1388

1. ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم

2. ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم

3. ای عاشق صافی روان رو صاف چون آب روان

4. کاین آب صافی بی‌گره جان می فزاید دم به دم

5. از باد آب بی‌گره گر ساعتی پوشد زره

6. بر آب جو تهمت منه کو را نه ترس است و نه غم

7. در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو

8. در برگ بی‌برگی نگر هر شاخ را باغ ارم

9. زان صورت صورت گسل کو منبع جان است و دل

10. تن ریخته از شرم او بگریخته جان در حرم

11. از باده و از باد او بس بنده و آزاد او

12. چون کان فروبر نفس چون که برآورده شکم

13. از بحر گویم یا ز در یا از نفاذ حکم مر

14. نی از مقالت هم ببر می تاز تا پای علم

15. چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را

16. چون سوی موج خون روی در خون بود خوان کرم

17. در آتش آبی تعبیه در آب آتش تعبیه

18. در آتشش جان در طرب در آب او دل در ندم

19. یا من ولی انعامنا ثبت لنا اقدامنا

20. ای بی‌تو راحت‌ها عنا ای بی‌تو صحت‌ها سقم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بگیر خون خود از جام ارغوانی رنگ
* که یک دو هفته بود جوش ارغوان درباغ
شعر کامل
صائب تبریزی
* من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
* که خوش بود ز عزیزان تحمل خواری
شعر کامل
سعدی
* نشاط جوانی ز پیران مجوی
* که آب روان باز ناید به جوی
شعر کامل
سعدی