مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1618

1. علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

2. به لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرم

3. به که مانم به که مانم که سطرلاب جهانم

4. چو قضا حکم روانم نه امیرم نه وزیرم

5. بروی ای عالم هستی همه را پای ببستی

6. تو اگر جان منستی نپذیرم نپذیرم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا پیامش بشنوی از هر لبی
* پنبهٔ غفلت برون آور ز گوش
شعر کامل
فروغی بسطامی
* بکوشیم وز کوشش ما چه سود
* کز آغاز بود آنچ بایست بود
شعر کامل
فردوسی
* تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
* مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی
شعر کامل
سعدی