مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2034

1. ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران

2. کن شکر با شکوران تو فتنه را مشوران

3. من مرد فتنه جویم من ترک این نگویم

4. من دست از او نشویم تو فتنه را مشوران

5. سرخیل بی‌دلانم استاد منبلانم

6. من عاشق فلانم تو فتنه را مشوران

7. از من مپرس چونم می‌بین که غرق خونم

8. این هم نه‌ام فزونم تو فتنه را مشوران

9. من رستمم و روحم طوفان قوم نوحم

10. سرمست آن صبوحم تو فتنه را مشوران

11. تو نقش را نخوانی زیرا در این جهانی

12. تا این قدر بدانی تو فتنه را مشوران


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از رهگذر خاک سر کوی شما بود
* هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
شعر کامل
حافظ
* حال من خود در نمی‌آید به نطق
* شرح حالم اشک خونین من است
شعر کامل
عطار
* زمانه زرد گل بر روى من ریخت
* همان مشکم به کافور اندر آمیخت
شعر کامل
فخرالدین اسعد گرگانی