مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2143

1. روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو

2. عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو

3. عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو

4. جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو

5. دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن

6. حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو

7. هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما

8. آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو

9. همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده

10. وسوسه‌ها را بزن آتش تو به یک بار و مرو


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
* دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
* با دوستان مروت با دشمنان مدارا
شعر کامل
حافظ
* زیره را من سوی کرمان آورم
* گر به پیش تو دل و جان آورم
شعر کامل
مولوی