مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2510

1. مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی

2. عجب امسال ای عاشق بدان اقبالگه آیی

3. برای آنک واگوید نمودم گوش کرانه

4. که یعنی من گران گوشم سخن را بازفرمایی

5. مگر کوری بود کان دم نسازد خویشتن را کر

6. که تا باشد که واگوید سخن آن کان زیبایی

7. شهم دریافت بازی را بخندید و بگفت این را

8. بدان کس گو که او باشد چو تو بی‌عقل و هیهایی

9. یکی حمله دگر چون کر ببردم گوش و سر پیشش

10. بگفتا شید آوردی تو جز استیزه نفزایی

11. چون دعوی کری کردم جواب و عذر چون گویم

12. همه در هام شد بسته بدان فرهنگ و بدرایی

13. به دربانش نظر کردم که یک نکته درافکن تو

14. بپرسیدش ز نام من بگفتا گیج و سودایی

15. نظر کردم دگربارش که اندرکش به گفتارش

16. که شاگرد در اویی چو او عیارسیمایی

17. مرا چشمک زد آن دربان که تو او را نمی‌دانی

18. که حیلت گر به پیش او نبیند غیر رسوایی

19. مکن حیلت که آن حلوا گهی در حلق تو آید

20. که جوشی بر سر آتش مثال دیگ حلوایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه
* هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* پشیمانی ندارد خنده بر وضع جهان کردن
* ندارد گریه در پی خنده ای کز زعفران خیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* کجا سر پنجۀ من شانۀ زلف تو خواهد شد؟
* که این دولت نصیب بخت شمشاد است می دانم
شعر کامل
حزین لاهیجی