مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2673

1. سؤالی دارم ای خواجه خدایی

2. که امروز این چنین شیرین چرایی

3. کی باشد مه که گویم ماه رویی

4. کی باشد جان که گویم جان فزایی

5. مثالی لایق آن روی خوبت

6. بسی شب‌ها ز حق کردم گدایی

7. رها کن این همه با ما تو چونی

8. تو جانی و به چونی درنیایی

9. تو صدساله ره از چونی گذشتی

10. میان موج‌های کبریایی

11. هوای خویشتن را سر بریدی

12. ز میل نفس خود کردی جدایی

13. همه میل دل معشوق گشتی

14. به تسلیم و رضا و مرتضایی

15. از این هم درگذشتم چونی ای جان

16. که این دم رستخیز سحرهایی

17. همی‌پیچی به صد گون چشم ما را

18. به صد صورت جهان را می‌نمایی

19. زمانی صورت زندان و چاهی

20. زمانی گلستان و دلربایی

21. همان یک چیز را گه مار سازی

22. گهی بخشی درختی و عصایی

23. به دست توست بوقلمون همه چیز

24. ز انسان و ز حیوان و نمایی

25. گهی نیل است و گاهی خون بسته

26. گهی لیل است و گه صبح ضیایی

27. بدین خوف و رجاها منعقد شد

28. که از هر ضد ضد بر می‌گشایی

29. سؤالی چند دارم از تو حل کن

30. که مشکل‌های ما را مرتجایی

31. سؤال اول آن است ای سخندان

32. که هم اول هم آخر جان مایی

33. چو اول هم تویی و آخر تویی هم

34. ز کی دانم وفا و بی‌وفایی

35. دوم آن است ای آن کت دوم نیست

36. که رنج احولی را توتیایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نفس سوخته لاله خطی آورده است
* از دل خاک، که آرام در آنجا هم نیست
شعر کامل
صائب تبریزی
* سهیل اشک من پرورده آن سیب زنخدان را
* خورد خونها چمن پیرا، نهالی تا ثمر گیرد
شعر کامل
حزین لاهیجی
* وان قطرهٔ باران که برافتد به سمنبرگ
* چون نقطه سفیداب بود از بر طومار
شعر کامل
منوچهری