مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2738

1. من پار بخورده‌ام شرابی

2. امسال چه مستم و خرابی

3. من پار ز آتشی گذشتم

4. امسال چرا شدم کبابی

5. من تشنه به آب جوی رفتم

6. ماهی دیدم میان آبی

7. شیران همه ماهتاب جویند

8. من شیرم و یار ماهتابی

9. از درد مپرس رنگ رخ بین

10. تا رنگ بگویدت جوابی

11. جانم مست است و تن خراب است

12. مستی است نشسته در خرابی

13. این هر دو چنین و دل چنینتر

14. کز غم چو خری است در خلابی

15. یک لحظه مشو ملول بشنو

16. تا باشدت از خدا ثوابی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
* بشکند دستی که دست مردم افتاده بست!
شعر کامل
صائب تبریزی
* سنگ اگر در مرگ عاشق خون نمی گرید، چرا
* بیستون از لاله نخل ماتم فرهاد بست؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
* هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست
شعر کامل
سعدی