مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2919

1. گر سران را بی‌سری درواستی

2. سرنگونان را سری درواستی

3. از برای شرح آتش‌های غم

4. یا زبانی یا دلی برجاستی

5. یا شعاعی زان رخ مهتاب او

6. در شب تاریک غم با ماستی

7. یا کسی دیگر برای همدمی

8. هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی

9. گر اثر بودی از آن مه بر زمین

10. ناله‌ها از آسمان برخاستی

11. ور نه دست غیر تستی بر دهان

12. راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی

13. گر از آن در پرتوی بر دل زدی

14. یا به دریا یا خود او دریاستی

15. ور نه غیرت خاک زد در چشم دل

16. چشمه چشمه سوی دریاهاستی

17. نیست پروای دو عالم عشق را

18. ور نه ز الا هر دو عالم لاستی

19. عشق را خود خاک باشی آرزو است

20. ور نه عاشق بر سر جوزاستی

21. تا چو برف این هر دو عالم در گداز

22. ز آتش عشق جحیم آساستی

23. اژدهای عشق خوردی جمله را

24. گر عصا در پنجه موساستی

25. لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانک

26. پیش جوع کلب نان یکتاستی

27. پیش شمس الدین تبریز آمدی

28. تا تجلی‌هاش مستوفاستی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
* کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
شعر کامل
حافظ
* چه سود از روضۀ جنت اگر شیرین معاذالله
* ز کوی خود دری در روضۀ فرهاد نگشاید
شعر کامل
جامی
* عشق پیری است که ساغر زده‌ایم از کف او
* عقل طفلی است که دانا شده در مکتب ما
شعر کامل
فروغی بسطامی