مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2957

1. اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

2. چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

3. بازار زرگران بین کز نقد زر چه پر شد

4. گر چه ز زخم تیشه درهم شکست کانی

5. تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامد

6. وا شد دهان دل چون بربسته شد دهانی

7. چندین هزار خانه کی گشت از زمانه

8. تا در دل مهندس نقشش نشد نهانی

9. سری است زان نهانتر صد نقش از آن مصور

10. در خاطر مهندس و اندر دل فلانی

11. چون دل صفا پذیرد آن سر جهان بگیرد

12. وآنگه کسی نمیرد در دور لامکانی

13. تبریز شمس دین را از لطف لابه‌ای کن

14. کز باغ بی‌زمانی در ما نگر زمانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیش چشمی که به یکتایی آن سرو رسید
* طوق هر فاخته ای های هوالله بود
شعر کامل
صائب تبریزی
* سطری از دفتر سرگشتگی مجنون است
* گردبادی که ازین دامن صحراست بلند
شعر کامل
صائب تبریزی
* نمی سوزم اگر برق اجل در خرمنم افتد
* که من در خوشگی از کاه گندم را جدا کردم
شعر کامل
صائب تبریزی