مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 307

1. کار همه محبان همچون زرست امشب

2. جان همه حسودان کور و کرست امشب

3. دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد

4. خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب

5. دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان

6. ما دیگریم امشب او دیگرست امشب

7. امشب مخسب ای دل می‌ران به سوی منزل

8. کان ناظر نهانی بر منظرست امشب

9. پهلو منه که یاری پهلوی تست آری

10. برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب

11. چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی

12. رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب

13. والله که خواب امشب بر من حرام باشد

14. کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست امشب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من شدم دلگیر صائب زین حیات پنج روز
* خضر چون آورد تا امروز تاب زندگی؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* ما ازین هستی ده روزه به جان آمده ایم
* وای بر خضر که زندانی عمر ابدست
شعر کامل
صائب تبریزی
* شوخی مکن ای پیر که هر موی سفیدی
* شمشیر زبانی است برای ادب تو
شعر کامل
صائب تبریزی