مولوی_دیوانرباعی ها (فهرست)

رباعی شمارهٔ 456

1. یک چشم من از روز جدائی بگریست

2. چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست

3. چون روز وصال شد فرازش کردم

4. گفتم نگریستی نباید نگریست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
* هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
شعر کامل
حافظ
* با صد هزار جلوه برون آمدی که من
* با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
شعر کامل
فروغی بسطامی
* من نه تنها خواهم این خوبان شهر آشوب را
* کیست در شهر آنکه خواهان نیست روی خوب را
شعر کامل
جامی