مولوی_مثنوی معنویدفتر اول (فهرست)

شماره 49 - نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایدهٔ جهد

1. زاد مردی چاشتگاهی در رسید

2. در سرا عدل سلیمان در دوید

3. رویش از غم زرد و هر دو لب کبود

4. پس سلیمان گفت ای خواجه چه بود

5. گفت عزرائیل در من این چنین

6. یک نظر انداخت پر از خشم و کین

7. گفت هین اکنون چه می‌خواهی بخواه

8. گفت فرما باد را ای جان پناه

9. تا مرا زینجا به هندستان برد

10. بوک بنده کان طرف شد جان برد

11. نک ز درویشی گریزانند خلق

12. لقمهٔ حرص و امل زانند خلق

13. ترس درویشی مثال آن هراس

14. حرص و کوشش را تو هندستان شناس

15. باد را فرمود تا او را شتاب

16. برد سوی قعر هندستان بر آب

17. روز دیگر وقت دیوان و لقا

18. پس سلیمان گفت عزرائیل را

19. کان مسلمان را بخشم از بهر آن

20. بنگریدی تا شد آواره ز خان

21. گفت من از خشم کی کردم نظر

22. از تعجب دیدمش در ره‌گذر

23. که مرا فرمود حق کامروز هان

24. جان او را تو بهندستان ستان

25. از عجب گفتم گر او را صد پرست

26. او به هندستان شدن دور اندرست

27. تو همه کار جهان را همچنین

28. کن قیاس و چشم بگشا و ببین

29. از کی بگریزیم از خود ای محال

30. از کی برباییم از حق ای وبال


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
* که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
شعر کامل
حافظ
* طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
* چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
شعر کامل
حافظ
* سروبالای من آن گه که درآید به سماع
* چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد
شعر کامل
حافظ