مولوی_مثنوی معنویدفتر اول (فهرست)

شماره 94 - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن

1. یک دو پندش داد طوطی بی‌نفاق

2. بعد از آن گفتش سلام الفراق

3. خواجه گفتش فی امان الله برو

4. مر مرا اکنون نمودی راه نو

5. خواجه با خود گفت کین پند منست

6. راه او گیرم که این ره روشنست

7. جان من کمتر ز طوطی کی بود

8. جان چنین باید که نیکوپی بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی
* بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
شعر کامل
حافظ
* زعفران رخ ما از حذر چشم بد است
* ما حریف چمن و لاله ستانیم همه
شعر کامل
مولوی
* هر سرایی را چراغی هست صائب در جهان
* خانه دل روشن از نور عبادت می شود
شعر کامل
صائب تبریزی