ناصرخسرو_دیوانقصیده ها (فهرست)

قصیدهٔ شمارهٔ 277

1. ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائی

2. بر هستی آن چونکه تو را نیست ضیائی؟

3. ور باطنت از نور یقین هست منور

4. بر ظاهر آن چونکه تو را نیست گوائی؟

5. آری چو بود ظاهر تحقیق، ز تلبیس

6. پیدا شود او، همچو صوابی ز خطائی

7. در وصف چو خیری نبود خلق پرستی

8. در صید چو بازی نبود جوجه ربائی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ما کشتهٔ نفسیم و بس آوخ که برآید
* از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
شعر کامل
سعدی
* دارم این یک چشمه کار از پیر کنعان یادگار
* چشم را از گریه در راه عزیزان باختن
شعر کامل
صائب تبریزی
* شبی که سرو تو شمع مزار من گردد
* چو گردباد به گردت غبار من گردد
شعر کامل
حزین لاهیجی