نزاری قهستانیدستورنامه (فهرست)

شمارهٔ 37 - حکایت

1. برون آمدیم از نشابور مست

2. سراسیمه و رفته دل‌ها ز دست

3. مرا یار کی بود بس مهربان

4. خدایش به رحمت کناد این زمان

5. بطی داشت اندر بغل پُر شراب

6. دلی پر نشاط و سری پر شتاب

7. فرو تاخت تا کاسه گیرد مگر

8. خطا کرد اسبش درآمد به سر

9. بیفتاد از اسب و برخاست چست

10. سلامت شراب آبگینه درست

11. یکی گفت اگر مرد رستم بدی

12. و گر شیشه پر آب زمزم بدی

13. شدی زیر این سرکش تند و تیز

14. هم آن خرد خرد و هم این ریزه ریز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گوشی که هیچ نشنید فریاد پادشاهان
* خواهد کجا شنیدن داد دل گدا را
شعر کامل
فروغی بسطامی
* دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
* هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
شعر کامل
حافظ
* چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت
* آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت
شعر کامل
سعدی