نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1080

1. ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده

2. پای تا سر همچو زلفت بند در بند آمده

3. بیش تر فریاد رس جانا که از بس اشتیاق

4. کار من در یک نفس با قطع و پیوند آمده

5. بیش ازین طاقت ندارم در فراق روی تو

6. یعلم الله نیز اگر حاجت به سوگند آمده

7. روزگاری دیر باید تا توانم باز گفت

8. آنچه بر من بنده زاندوه خداوند آمده

9. هر نفس جانم رسد از آرزومندی به لب

10. تا نپنداری نزاری از تو خرسند آمده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
* تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
شعر کامل
حافظ
* آن آبنوسین شاخ بین، مار شکم سوراخ بین
* افسونگر گستاخ بین لب بر لب مار آمده
شعر کامل
خاقانی
* غنچه را پیش دهان تو صبا خندان یافت
* آنچنان بر دهنش زد که دهن پر خون شد
شعر کامل
سلمان ساوجی