نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1166

1. دوش آمدی و خرمن ما آتشی زدی

2. ام‌شب بیا و باز رهان بازم از خودی

3. خالی کنیم خانه ز بهرِ نزولِ دوست

4. لابد برون شود همه چون تو درآمدی

5. عشقِ تو آمد و رگِ مجنون فروگذشت

6. این‌جا چه جای عاقلی و جایِ بخردی

7. لیلی و یک کرشمه و سد طعنه ی حسود

8. ماییم و هیچ چون همه یک بار بستدی

9. دل در غمِ تو بستم و نگشاد از تو هیچ

10. مهرِ تو برگرفتم و در خونِ من شدی

11. آری نزاریا تو همه نیک بین نه بد

12. ور عاشقی نُطُق مزن از نیکی و بدی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* طبیبا هر که را بیماری هجران فگند از پا
* اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد
شعر کامل
هلالی جغتایی
* تا که مرا شیر غمت صید کرد
* جز که همین شیر شکاریم نیست
شعر کامل
مولوی