نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 180

1. اگر عنایت غم نیستی که یار من است

2. که را غم من و اندوه بیشمار من است

3. غم تو یک نفس از من نمی شود غایب

4. هم اوست در همه عالم که یارغار من است

5. مرا نه یار و نه اغیار جز تو یاری نیست

6. غمی دگر نخورم چون غم تو یار من است

7. به دام زلف تو افتادم و عجب تر این

8. که من مقیدم و دام من شکار من است

9. اگر به وصل نخواهی نواخت واویلا

10. که مالک غم هجران در انتظار من است

11. نهاده ام سر بیچارگی و مسکینی

12. همین دگر چه به بازوی اقتدار من است

13. به ترک هستی خود گفتن و به بودن نیست

14. نه مرد کار چنینم اگر نه کار من است

15. ز پیر عشق شنیدم که گفت هر حلّاج

16. نه رازدار انا الحق نه مرد دار من است

17. شدم ز دست وگر باورت نمی شود

18. به خاک پای تو سوگند استوار من است

19. ز بس که خون دل از چشم من فرو ریزد

20. گمان برند که یاقوت در کنار من است

21. رعایتی دگرم گر نمی کنی باری

22. همین قدر که نزاری زار زار من است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نان جو بر سفره ما گر نباشد، گو مباش
* نعمتی همچون زبان گندمین داریم ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
* توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
شعر کامل
حافظ
* هیچ قفلی نیست در بازار امکان بی کلید
* بستگی ها را گشایش از در دلها طلب
شعر کامل
صائب تبریزی