نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 187

1. آنجا همه شیر و انگبین است

2. این جا بنگر که همچنین است

3. ساقی غِلمانِ ماه روی اند

4. شیر و می و شهد و حور عین است

5. از مجلس ما اگر درآیی

6. بینی که بهشت راستین است

7. ما را مشمر ز خودپرستان

8. شک ممتنع از پی یقین است

9. آن قوم که برفکندگان اند

10. آن شیوه برون از آن و این است

11. خودبینی و خود پرستی یار

12. این هر دو خلاف شرع و دین است

13. هر کو در نام و ننگ بربست

14. با حور بهشت همنشین است

15. ایمن نیی از فرشته نفس

16. تا لشکر دیو در کمین است

17. فی الوقت ز ملک مصر خوش تر

18. آن را که شکر لبی قرین است

19. بر معتقد نزاری مست

20. نفرین چه کنی که آفرین است

21. از عین یقین خبر ندارند

22. آن را خیال پیش بین است

23. فی الجمله خلاف در میانه

24. از غایت حقد و بغض و کین است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شرطست نه بر چشمه که بر چشم نشانند
* مانند تو سروی که ز بستان بدر آید
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* نیستی آگه چه گویم مر تو را من؟ جز همانک
* عامه گوید «نیستی آگه ز نرخ لوبیا»
شعر کامل
ناصرخسرو
* باز خون دلم از دیده روان خواهد شد
* چشمم از هر مژه خونابه فشان خواهد شد
شعر کامل
جامی