نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 310

1. مشتاق دوست را ره مقصد دراز نیست

2. تسلیم کرده را زبلا احتراز نیست

3. هیچش ز روزگار نباشد تمتّعی

4. آن کس که مبتلای بتی دلنواز نیست

5. هرجا که در محامد محمود دم زنند

6. بی آفت کرشمه ی حسن ایاز نیست

7. سر گرچه نزد عقل شریف است و زر عزیز

8. این بی شکنجه نبود و آن بی گداز نیست

9. کس را چه اختیار ،همه اوست، غیر او

10. این لقمه جز به حوصله ی اهل راز نیست

11. خوش روزگار سوختگان نیازمند

12. زاد طریق صدق و صفا جز نیاز نیست

13. من عاجز و حسود مسلط ولی چه سود

14. روزی به زور بازوی گردن فراز نیست

15. سیر قضا چو کن فیکون است در نفاذ

16. هیچ اش تعلّقی به نشیب و فراز نیست

17. تدبیر بد نکرد کس از بهر خویشتن

18. بیچاره چون کند که به خود چاره ساز نیست

19. گر من شکایتی کنم از دشمنان به دوست

20. ننگی چنین کشیدنم آخر ز ناز نیست

21. فریاد دف هر آینه از ضربتی بود

22. عیبش مکن که ناله ی نی بر مجاز نیست

23. بنشین نزاریا که به زاری و زور و زر

24. از شهر بند عشق کسی را جواز نیست

25. در کعبه باش و قبله به هر سو که خواه کن

26. هرجا که هست مرد خدا بی نماز نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زان حبه خضرا خور کز روی سبک روحی
* هر کاو بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ
شعر کامل
حافظ
* خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
* این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
شعر کامل
حافظ
* گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمی
* زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام
شعر کامل
خواجوی کرمانی