نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 347

1. چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت

2. به اختیار سفر اختیار کرد و برفت

3. نظر به غیر چرا ی کنم جزای من است

4. که خون دیده ی من در کنار کرد و برفت

5. مرا به درد دل و سوز سینه ی مجروح

6. اسیر حادثه ی روزگار کرد و برفت

7. شکایتی بود آری نمی توانم گفت

8. که هیچ خصم نکرد آن چه یار کرد و برفت

9. قرار کرد که بعد از دو هفته باز آیم

10. بدین قرار مرا بی قرار کرد و برفت

11. فریب دادن دل را گمان برم که برو

12. همان عزیزم اگر چند خوار کرد و برفت

13. دریغ و درد نزاری نگر به درد و دریغ

14. که عمر در هوس انتظار کرد و برفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به سیم و زر نکونامی به دست آر
* منه بر هم که برگیرندش از هم
شعر کامل
سعدی
* آه سعدی اثر کند در کوه
* نکند در تو سنگ دل اثری
شعر کامل
سعدی
* از آن پس نمیرم که من زنده‌ام
* که تخم سخن من پراگنده‌ام
شعر کامل
فردوسی