نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 35

1. برفت و بر سر آتش نشاند یار مرا

2. به پای حادثه افکند روزگار مرا

3. گر آشکار کند آب دیده راز دلم

4. میان آتش سوزان چه اختیار مرا

5. چنان نکرد کمند بلای عشقم صید

6. که قید عقل کند بعد از این شکار مرا

7. می فکن از نظر عزّتم چنین ای دوست

8. که دوستان همه بگذاشتند خوار مرا

9. زمانه را چه حسد بود در میانه ز من

10. که کنار تو افکند بر کنار مرا

11. من از تو هیچ دگر جز همین نمی خواهم

12. مباش بی من و بی خویشتن مدار مرا

13. تویی مرادِ من از کاینات و موجودات

14. به هر چه غیر تو باشد چه کار مرا

15. موکّلان خیالت نمی هلند دمی

16. که بی وجود تو جایی بود قرار مرا

17. دلی پر آتش و چشمی پر آب خواهم رفت

18. شهیدم ار بکشد دردِ انتظار مرا

19. به شفقت تو نزاری امیدها دارد

20. روا مدار چنین نا امیدوار مرا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر تن و جان ناکسان و کسان
* چرب و شیرین چو روغن بلسان
شعر کامل
سنایی
* می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو
* وه که جز محنت و اندوه نشد حاصل ازو
شعر کامل
جامی
* تو گفتی نه شب بود پیدا نه روز
* نهان گشت خورشید گیتی‌فروز
شعر کامل
فردوسی