نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 356

1. عقل نه این دید نه آن باز گفت

2. عشق به من نام و نشان باز گفت

3. آن چه بدیدم نتوان بازدید

4. وآن چه شنیدم نتوان باز گفت

5. عشق فراگوش دلم برد سر

6. گر سخنی داشت نهان باز گفت

7. چشم نظر کرد و پذیرفت دل

8. سامعه بشنید و زبان باز گفت

9. گر ننهی با دگران در میان

10. سر نهان خانه ی جان باز گفت

11. می شنوی راست نزاری نخست

12. راز ندانست از آن باز گفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نشوم با تو چو سوسن دو زبان گر تو نباشی
* باز چون گل به دورویی و چو نرگس به دو رنگی
شعر کامل
اوحدی
* بیابان قناعت وسعتی دارد که هر موری
* نمی داند کم از ملک سلیمان چشم تنگش را
شعر کامل
صائب تبریزی
* بی روی تو راحت ز دل زار گریزد
* چون خواب که از دیده بیمار گریزد
شعر کامل
رهی معیری