نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 655

1. خون رز بر خاک می‌ریزی مریز

2. می‌کنی در خون خود با ما ستیز

3. یار باشی به گران‌جانی مکن

4. بیش ازین منشین سبک‌تر باش خیز

5. حاضرِ فرزندِ وقتِ خویش باش

6. گر نداری طاقت ای بابا گریز

7. بر بساط بزم مستان الست

8. چون نزاری پاک باز و خصل ریز

9. تو چه دانی چون کند از هم جدا

10. هالک و ناجی به روز رستخیز

11. تا ز خاک تیره چون خیزد ز حشر

12. استخوان پوده پوده ریز ریز

13. قارنِ میدانِ مردِ عشق باش

14. نه چو قارون بر سر هم نه جهیز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو خواجه را اجل از ملک پنبه خواهد کرد
* چه اعتبار به پشمی که در کلاهش هست؟
شعر کامل
اوحدی
* آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش
* در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مریض مصلحت خویش را نمی داند
* به تلخ و شور طبیب زمانه قانع باش
شعر کامل
صائب تبریزی