نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 733

1. بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف

2. سبزه دمید عیش کن ساغر می منه ز کف

3. موسم تاب خانه رفت از پی گل به باغ رو

4. بر لب جویبار بر شیشه ی می ز طاق و رف

5. پیش که سر نهی به گل باده بخور به پای گل

6. گر ز جهود بایدت کرد یکی به ده سلف

7. دامن دوستان مده گر برود سرت ز دست

8. بخت مران چو من ز در عمر مکن چو من تلف

9. تا نخوری به جای مل خون جگر به وقت گل

10. سینه مکن چنان که من تیر فراق را هدف

11. من به کدام دلخوشی می خورم و طرب کنم

12. کز پس و پیش خاطرم لشگر غم کشیده صف

13. هست غم جهان مگر وقف دل خراب من

14. مادر روز و شب نزاد از پی غم چو من خلف

15. الحذر از دم صبا زان که درو زد آتشی

16. آه نزاری نزار از نفس سموم تف


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کله ترگ و شمشیر جام منست
* به بازو خم خام دام منست
شعر کامل
فردوسی
* گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
* خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
شعر کامل
حافظ
* چو فندق دهان از سخن بسته بود
* نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
شعر کامل
سعدی