نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 907

1. کار این است که از کارِ جهان آزادیم

2. به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم

3. فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشم

4. بل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم

5. دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن

6. مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم

7. گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیل

8. بعد ازین از مددِ پیر و جوان آزادیم

9. سرّ هر نه فلک از خلق نهان گو می باش

10. ما هم از خلق و هم از سرّ نهان آزادیم

11. در نگیرد سخنِ دوزخ و جنّت با ما

12. حق گواه است کزین فارغ و زان آزادیم

13. پیش تر بستگیِ ما ز نزاری بودی

14. زو هم آزاد ببودیم و همان آزادیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز
* ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز
شعر کامل
وحشی بافقی
* یار با ما بی‌وفایی می‌کند
* بی‌گناه از من جدایی می‌کند
شعر کامل
سعدی
* شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
* که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
شعر کامل
حافظ