نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 920

1. ما که دیوانگانِ مدهوشیم

2. عشق از مردمان نمی‌پوشیم

3. گرچه با عشق برنمی‌آییم

4. هم به نوعی که هست می‌کوشیم

5. در مقامات عشق می‌بازیم

6. در خرابات دُرد می‌نوشیم

7. بنده‌ی شاهدانِ خوش چشمیم

8. بل که هندویِ حلقه در گوشیم

9. هر که را دوست داشتیم برو

10. هر زمانی زمانه بفروشیم

11. گاه بینندگانِ بی‌چشمیم

12. کاه گویندگانِ خاموشیم

13. راه بی‌منزل است و می‌پوییم

14. بحر بی‌ساحل است و می‌جوشیم

15. حرفِ دیوانگان بیار که ما

16. سخنِ عاقلان بننیوشیم

17. چون نزاریِ مستِ لایعقل

18. واله و بی‌قرار و بی‌هوشیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در خرابات چه حاجت به مناجات من است
* دست برداشته دایم به دعا تاک آنجا
شعر کامل
صائب تبریزی
* قدم زنند بزرگان دین و دم نزنند
* که از میان تهی بانگ می‌کند خشخاش
شعر کامل
سعدی
* به مشکین کمند اندرآویخت چنگ
* به فندق‌گلان را بخون داد رنگ
شعر کامل
فردوسی