نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 431

1. زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم

2. سخت است حال مشکل اگر تا سحر کشم

3. غایب نگشته از نظر از پا درآمدم

4. من آن نیم که رنجِ فراقِ سفر کشم

5. آن بلبل ندیده بهارم که انتظار

6. در آشیان ز کوتھی بال و پر کشم

7. بدخوی خانه زادم و مغرور خدمتم

8. معذورم ار ز امر تو یک بار سرکشم

9. پیدا شود که هر چه مرا هست زان تُست

10. فردا که رخت خویش ازین کو به دَرکشم

11. ما و سفال آن سگ کو زانکه این شراب

12. مستی نمی دهد چو ز جام دگر کشم

13. چندان مرو زهوش نظیری به روز وصل

14. کین جان بی بهاش به پیش نظر کشم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
* دشنام و هر چه هست غرض یادگار تست
شعر کامل
وحشی بافقی
* هر دم چو تاک بار درختی نمی شویم
* چون سرو بسته ایم به دل بار خویش را
شعر کامل
صائب تبریزی
* نماز شام قیامت به هوش بازآید
* کسی که خورده بود می ز بامداد الست
شعر کامل
سعدی