عبید زاکانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 53

1. ز سوز عشق من جانت بسوزد

2. همه پیدا و پنهانت بسوزد

3. ز آه سرد و سوز دل حذر کن

4. که اینت بفسرد آنت بسوزد

5. مبر نیرنگ و دستان پیش او کو

6. به صد نیرنگ و دستانت بسوزد

7. به دست خویشتن شمعی نیفروز

8. که در ساعت شبستانت بسوزد

9. چه داری آتشی در زیر دامان

10. کز آن آتش گریبانت بسوزد

11. دل اندر وصل من بستی و ترسم

12. که ناگه تاب هجرانت بسوزد

13. ندارد سودت آنگاهی که یابی

14. عبید آن نامسلمانت بسوزد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون طبیب عاشقانی گه گه این دل خسته را
* پرسشی می‌کن که بیمار و خراب افتاده است
شعر کامل
هلالی جغتایی
* چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
* باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران
شعر کامل
سعدی
* نشان مردمی در مردم عالم نمی یابم
* اگر دارد وجودی مردمی، مردم گیا دارد
شعر کامل
صائب تبریزی