اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 468

1. قاصرات الطرف فی حجب الخیام

2. حال ترکانست گویی والسلام

3. عکس کین و مهر ایشان کفر و دین

4. رنگ روی و زلف ایشان صبح و شام

5. هم به معنی زهره را نایب مناب

6. هم به صورت ماه را قایم مقام

7. همچو دولت، گاه دشمن، گاه دوست

8. همچو گردون، گاه تند و گاه رام

9. بر ثوابت جزع ایشان را ستم

10. از کواکب اسب ایشان را ستام

11. کوچ ایشان رحلت صیف و شتا

12. خوی ایشان جنبش شمس و غمام

13. روز نرمی همچو سوسن خوش نسیم

14. وقت تندی همچو توسن بد لگام

15. تنگ چشمانند، لیکن دوربین

16. خوبرویانند، لیکن خویش کام

17. صحن لشکر گاهشان چرخ و نجوم

18. هیات خرگاهشان رکن و مقام

19. روی ایشان در کله خورشید و ماه

20. چشم ایشان در قبا ماهی و دام

21. رونق بعظاق رنگ آمیز شان

22. جلوهٔ طاوس را ماند مدام

23. میل ترکان کن، که یابی برقرار

24. نزد ترکان رو، که بینی بر دوام

25. ساقیان بربری از پیش و پس

26. بادهای کوثری از کاس و جام

27. دلبران کاسه گیر بوسه ده

28. دلبران عشقبار نیک نام

29. گر مرادی هست اینست، ای پسر

30. ور بهشتی هست اینست،ای غلام

31. اوحدی را با چنین قوم اوفتاد

32. راه سلطانیه و دارالسلام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست
* دیر سالست که من بلبل این بستانم
شعر کامل
سعدی
* چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
* عاشقی و نیک نامی سعدیا سنگ و سبوست
شعر کامل
سعدی
* عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم
* پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم
شعر کامل
سعدی