اوحدیمنطق العشاق (فهرست)

شمارهٔ 6-آغاز ده نامه

1. شنیدم کز هوسناکان جوانی

2. به ناگه فتنه شد بر دلستانی

3. رخش زرد و تنش باریک میشد

4. جهان بر چشم او تاریک میشد

5. شبی بیدار بود، از عشق نالان

6. پریشان گشته چون آشفته حالان

7. دلش را آتش سودا برآشفت

8. چو آتش تیزتر شد باد را گفت:


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
* به سر نکوفته باشد در سرایی را
شعر کامل
سعدی
* مى باشد رنگ رویم ارغوانى
* نداند دشمنم درد نهانى
شعر کامل
فخرالدین اسعد گرگانی
* ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
* این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست
شعر کامل
حافظ