اوحدیمنطق العشاق (فهرست)

شمارهٔ 6-آغاز ده نامه

1. شنیدم کز هوسناکان جوانی

2. به ناگه فتنه شد بر دلستانی

3. رخش زرد و تنش باریک میشد

4. جهان بر چشم او تاریک میشد

5. شبی بیدار بود، از عشق نالان

6. پریشان گشته چون آشفته حالان

7. دلش را آتش سودا برآشفت

8. چو آتش تیزتر شد باد را گفت:


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اندرین شهر دلم بستهٔ گندم گونیست
* ورنه صد شهر چنین را به جوی نفروشم
شعر کامل
اوحدی
* قاعدهٔ قد تو فتنه به پا کردن است
* مشغلهٔ زلف تو بستن و واکردن است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
* بنفشه نسخه آن بر بهار بنویسد
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی