عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 13

1. چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا

2. که آرزوی دل آورد در کنار مرا

3. به راه غشق نگیرم زشوق بال و پری

4. که نی پیاده شمارند نی سوار مرا

5. فغان ز نشأ ی دون همتی، کزین شادم

6. که هیچ کام نیارد به انتظار مرا

7. نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهر

8. نشسته ام که نسیمی کند شکار مرا

9. ز بیم فتنه ی شادی چو کودکان همه عمر

10. غمت گرفته در آغوش و در کنار مرا

11. میا به ملک عدم، آن چنان مکن عرفی

12. که بی غمی نشناسد در این دیار مرا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط
* ز بس که عارف و عامی به رقص برجستند
شعر کامل
سعدی
* آن آبنوسین شاخ بین، مار شکم سوراخ بین
* افسونگر گستاخ بین لب بر لب مار آمده
شعر کامل
خاقانی
* دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
* باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
شعر کامل
سعدی